یک یا حسین دیگر تا فتح بلند ترین قله های فروش کلیه در ایران! از اقاي خامنه اي که در نماز جمعه اين هفته به زبان عربي براي مردم فلسطين پيغام فرستادند دعوت ميشود به تماشاي فيلمي از کليه فروشي در ايران بنشينند که از تلويزيون سوئد پخش شده و باعث سر افرازي ما و جمهوري اسلامي گرديده. !! از اقاي خامنه اي خواهشمندم مرحمت فرموده براي اين مردمي که از بي نوايي اقدام به فروش کليه شان ميکنند نيز پيغامي به زبان فارسي نيز بفرستند . ضمنا محض اطلاع اقاي خامنه اي اين فيلم مستند و تکان دهنده از ثروتمند ترين و انقلابي ترين ممالک دنيا يعني ايران گرفته شده، نه از عربستان 2000 سال پيش! (برای ديدن فيلم "حراج کليه " اينجا را کليک کنيد(
نامه يک زندانی از زندان رجائی شهر : يک سال از ترور ناجوانمردانه پسر بزرگم امید کرمی خیر ابادی به دست سپاه گذشت
به نام آزادی به نام خداوند هستی افرین یک سال از ترور ناجوانمردانه پسر بزرگم امید کرمی خیر ابادی در مورخه 25/7/1385 برابر با 17 اکتبر 2005 بدست جلادان سیاه دل گذشت ومن را همچنان پشت میله های زندان نگه داشته اند و مرخصی نمی دهند تا بر سر مزارش بروم وچون در مزار او اشک نریخته ام هنوز هم مرگ او برایم تازگی دارد . من نمیدانم این سیه دلان که ادعای اقتدار دارند چه ترسی از خارج شدن من از زندان دارند که علیرغم اینکه دارای چندین بیماری اساسی هستم ونیاز شدید به مداوا در بیمارستانهای مجهز را دارم ونیز با توجه به ازدواج دختر بزرگم ،ترور برادرم عبدالرضا کرمی خیر ابادی در کشور نروژو ترور پسرعزیزم امید کرمی خیرابادی حاضر نشده اند طبق قانونی که خودشان وضع کرده اند و طبق اصول انسانی به من مرخصی بدهند ،الان هم در استانه سالگرد مرگ توام با شکنجه پسرم هستم. از دادن مرخصی که حق مسلم من میباشد خودداری میکنند .من از هموطنان عزیزم خاصه انهایی که ساکن شاهین شهر اصفهان هستند ،علل خصوص کسانی که مثل من داغ فرزند دیده اند تقاضا دارم به قبرستان این شهر رفته واز سوی من یک شاخه گل روی قبر امیدم بگذارند، و به او بگویند پدرت همیشه به یاد تو هست و کارش مدام گریه کردن است ونیز به او بگویند همان کسانی که تو و عمویت عبدالرضا را ترور کرده اند قصد کشتن مرا هم داشته اند و تاکنون 3 بار به جانم سوء قصد کرده اند وهنوز هم از روی عناد به من مرخصی نمیدهند تا به دیدارت بیایم .اما همیشه با سوز دل از خدا میخواهم تا امید کسانی را که با تو وعمویت این معامله را کردن از انها بگیرد و داغ امیدها یشان را روی دل سیاهشان بگذارد . خون من از خون پسرم و برادرم و جوانان به خون غلتیده ایران رنگین تر نیست ،من هم از مرگ هراسی ندارم حتی اگر موفق بشوند مرا هم بکشند قدر مسلم از چنگ ملت ایران ، انها را گریزی نیست . ننگ بر رژیمی که به مساحت یک مملکت ،زندان وبه اندازه یک ملت ، اپوزیسیون دارد .
علی رضا کرمی خیرابادی 22/7/1385 زندان رجایی شهر کرج بند 5 فرعی
به نام آزادی فراخوان برای نجات جان زندانیان بند 209 زندان اوین در طی سالیان اخیر بسیاری از مردان و زنان آزادی خواه و مبارز در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های طاقت فرسا و قرون وسطائی قرار گرفتند و تعداد زیادی از آنها در زیر شکنجه جان باختند . و همچنین تعداد زیادی از آنها از این بند روانه جوخه های تیرباران و حلق آویز شدند و تا به امروز فعالین زنان ، دانشجویان ، حقوق بشری ، کارگری و سایر اقشار جامعه از نقاط مختلف کشور به آنجا آورده می شوند و در سلول های انفرادی و تحت بازجویی های مستمر که توام با شکنجه های جسمی و روحی است مورد اذیت و آزار قرار می گیرند در طی سالیان اخیر شاهد بودیم پس از هر حرکت اعتراضی که انجام می گرفت رژیم حتی افراد مسن و کودکان و خانواده ها را دستگیر و به این بند منتقل می کرد ( دستگیری خانواده در مقابل دفتر سازمان ملل ) این بند همیشه مملو از آزادی خواهان و دموکراسی طلبان بوده است بند 209 تحت نظارت مستقیم وزارت اطلاعات قرار دارد و هیچ گونه نظارتی بر آن انجام نمی گیرد و بازجویان وزارت اطلاعات مجاز به استفاده از هر گونه شکنجه علیه زندانیان سیاسی در این بند می باشند .
از جمله این افراد آقایان 1. مهندس موسوی خوئینی 2. دکتر سعید ماسوری (حدود 2 سال در این بند نگهداری می شوند ) 3. کیوان رفیعی 4. احمد باطبی 5. کیانوش سنجری 6. آیت الله کاظمی بروجردی 7. دکتر کیوان انصاری 8. ابوالفضل جهاندار 9. خیرالله درخشندی 10. مازن (شاهد قتل زهرا کاظمی ) 11. عبدالله المنصوری (تبعه هلند ، توسط دولت سوریه به ایران استرداد شده است ) 12. تعداد زیادی از هواداران آیت الله بروجردی ، برخی از شیوه های شکنجه که در این بند بکار می رود عبارتند از : 1- شکنجه های روحی علیه زندانیان سیاسی که تحت نظرات فردی به نام سعید شیخان (معروف به سربازجوی طلایی وزارت اطلاعات در این بند ) 2- شکنجه های جسمی که اکثرا توسط شکنجه گری به نام ستوده همراه با تعداد دیگری از بازجو ها انجام میگیرد .
3- قرار دادن زندانیان سیاسی برای مدتی در سلول های انفرای با پابند و دستبند 4- عدم اجازه به زندانی برای استفاده از دستشویی 5- بازجویی های مستمر از زندانی که اکثرا در نیمه های شب انجام می شود . 6- اعمال فشار بر زندانی برای گرفتن توبه نامه 7 – در اثر شکنجه های جسمی اکثر زندانیان دچار بیماری های مختلفی هستند ، از جمله آنها بیماری پوستی ، گوارشی ، درد مفاصل و غیره ... 8- استفاده از بیماری های زندانی برای تحت فشار قرار دادن آنها 9- مورد اهانت قرار دادن زندانی 10 – قرار دادن زندانی در کنار زندانیان شرور که در آن بند قرار دارند و عاملین وزارت اطلاعات هستند که با زندانیان سیاسی درگیری فیزیکی ایجاد می کنند و در پاره ای از گزارشات زندانیان را به مرگ تهدید می کنند . 11- بلاتکلیف قرار دادن زندانی در سلول های انفرادی به مدت طولانی و شکنجه های دیگر ... فشارها و جنگ روانی که علیه خانواده زندانیان سیاسی بکاربرده می شود 1- اظهار بی اطلاعی از دستگیر شدن زندانی برای ایجاد نگرانی در خانواده 2- برخورد های اهانت آمیز و تحقیر کننده با خانواده زندانی 3- بی خبر نگه داشتن خانواده از وضعیت و شرایط زندانی 4- ملاقات با محدودیت زمانی و در حضور بازجو ها 5- علاوه بر حضور بازجو در زمان ملاقات مکالمات آنها ضبط می شود 6- اعمال فشار بر خانواده برای جلوگیری کردن از انتقال اخبار و شرایط زندانی به رسانه ها 7- دادن وعده وعید های غیر واقعی به خانواده زندانی 8- اعمال فشار و تهدید برای ممانعت از گرفتن وکیل برای زندانی و موارد متعدد دیگر ... این بند از مخوف ترین بند های زندان های ایران می باشد در آنجا شرایط وحشتناکی علیه زندانیان سیاسی و امنیتی حاکم است ، لذا از تمامی سازمان های حقوق بشری و انسان دوست و فعالین آن می خواهیم که برای اعتراض علیه جنایت های که در این بند بر روی زندانیان انجام می شود دست به اقدامات جهانی بزنند و خواهان اعزام یک هیات بین المللی برای تحت نظارت قرار دادن مستمر این بند شوند .